سکه

خرید بک لینک
تنها سکه ی عرق کرده در مشتم را میفشارم و برای رسیدن به تاکسی در حال پر شدن از مسافرین عجول به قدم هایم سرعت میبخشم.
دستم که به دستگیره میرسد نفس حبس شده ام را آزاد میکنم و سرم را به پشتی صندلی تکیه میدهم.
ساعتی پیش اتفاقات مهمی رخ داد.مهم تر از هرروز ساعت شش بعد از ظهر همیشگی.
و حتی مهمتر از هر بار رفتن به سینما...
اصلا موضوع فیلم چه بود؟
از تمام چند ساعت گذشته فقط دو دقیقه ی آخرش جلوی چشمم شیرجه میزند و من آرام آرام مشت گره کرده ام را باز میکنم.
مهم ترین تصمیم زندگیم را تنها یک سکه ی عرق کرده رقم زد ....
_شیر یا خط؟
_سر چی؟
_سر بودنت تو زندگیم.
چشم های مردد من و مردمک قاطع چشم هایش..
لب به دندان گرفتن و صدایی که از عمق وجودم میگفت شیر..
سکه درحال چرخش و فرود آمدنش پشت دست های سهم من...
نفهمیدم شیر بود یا خط فقط داغی چیزی روی پلک های بسته ام به من فهماند که شیر یا خط قشنگ ترین ریسک زندگی من بود.
کت و شلوار طوسی...

ما را در سایت کت و شلوار طوسی دنبال می‌کنید

برچسب: سکه,سکه بهار آزادی,سکه پارسیان, نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: يکشنبه 28 آذر 1395 ساعت: 21:44

صفحه بندی